تبليغاتX
انتهای عاشقی

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 21:18

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 19:53

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 11:28

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:32

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:25

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 18:41

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:13

 

 

هيچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد پايانش را هم باور داشت.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 18:13

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 15:15
تو را دوست میدارم

                           تو را به جای همه ی مردمانی که نشناختم دوست میدارم

                            تو را به جای همه ی روزگارانی که نمیزیستم دوست میدارم

                            برای خاطرعطرنان گرم وبرفی که آب میشودوبرای نخستین گلها

                               تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

                      تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم !!!

 

                           

                     

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 15:14

 

                                بودنم را هیچ کس باور نداشت
                     هیچ کس کاری به کار من نداشت
                     بنویسید بعد مرگم روی سنگ قبرم
                     با خطوطی نرم زیبا وقشنگ
                     انکه خوابیده در این گور سرد
                     بودنش را هیچ کس باور نکرد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:27

مهم نيست که او مال تو باشد
اگر مي داني
در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش
رنگ رخسارت تغيير مي كند
و صداي قلبت
آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است
كه فقط
باشد
زندگي كند
لذّت ببرد
ونفس بکشد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 18:7

گاهي كه دلم...
به اندازه ی تمام غروبها مي گيرد...
چشمهايم را فراموش مي كنم...
اما دريغ كه گريه ی دستانم نيز مرا به تو نمي رساند...
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس...
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست...
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد...
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند...
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست...
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد...
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد...
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد...
از چهار فصل دست كم يكي كه بهار است...
من هنــوز تورا دارم....

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 16:39
کاش..




کاش می دونستی چقدر دلم بهانه تو را میگیره هر روز

کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن را کرده

کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد

بی تو بودن گرفته

کاش می دونستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهات

گرمی نفسهات، مهربانی صدات تنگ شده

کاش می دونستی چقدر دلواپس تو‌ام

کاش می دونستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضورت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم

این همه که من به تو فکر کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

می دونم هستی !!!!!!!!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 9:30

 

 

امشب شب قدر واسه منم دعا کنید.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 17:45

تنها تو با مني

ديگر كسي نمانده و تنها تو با مني

رفتند از برم همه اما تو با مني

بار سفر به مقصد خورشيد بسته ام

اين سايه است در پي من يا تو با مني ؟

در اين كوير تشنه سيراب از عطش

با سينه اي به وسعت دريا تو با مني

سمت خداست عقربه ي چشمهاي تو

ديگر چه جاي قبله نما تا تو با مني

با من بمان كه در دل اين دشت پر هراس

تنها تر از خدايم و تنها تو با مني

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 17:44

 

 

 

بسترم صدف خالی یک تنهایی است و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 18:39
تقدیم به تنها عشقم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 17:52

می نویسم از تو ، از تو ای تازه ترین نغمه عـشــــــــــق

تو که سر سبز ترین منظره ای

تو که سرشارترین عاطفه را

نزد تو پیدا کردم
دوستت میدارم ! از همین نقطه خاکی تا عرش

دوستت میدارم از زمین تا بـــــــــه خـــــــــــــدا

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:48

قصه من و تو

قصه من و تو آغازش در دفتر آرزوها بود و داستانش در دفتر ليلی و مجنون سروده شد

قصه من و تو از آن نيمه شب پر خاطره آغاز شد و اينك نيز با قصه دوری در حال نوشته شدن است

قصه من و تو آغازی احساسی داشت ، حرفهايی رويايی داشت ، اما ادامه آن يك داستان عاشقانه و واقعی شد

تو آمدی در خوابم ، نشستی در سرزمين رويايم ، و آن قلب سرخت را با دو دست مهربانت به من هديه دادی

چه زيبا پر كشيديم به سوی دشت پروانه ها ، چه زيبا بر روی ماه نشستی و من نيز ماه را به آرامی حركت می دادم

قصه من و تو قصه زيباترين عشق دنيا است ، قصه من و تو قصه يك سرزمين بی انتها است ، قصه من و تو ، قصه يك رويای بيدار شدنی است

آغاز ديدارمان چه پر خاطره بود ، عكس چشمانت هنوز در ذهنم تكرار ميشود ، يك نگاه عاشقانه ، يك نوای صادقانه ، هديه ای بود پر از آرزو و اميد

سر آغاز قصه من و تو از يك نگاه عاشقانه آغاز شد ، و به لحظه مرگ نيز ختم خواهد شد

دفتری كهنه و پوسيده ، دلی نا اميد و شكسته ، قلم بدون جوهر داشتم

تو كه آمدی دفترم تازه شد ، دلم اميدوار و پر تپش از عشق شد ، و قلمم آماده نوشتن كلام مقدس تو را داشت

اولين كلامم به نام تو بود و تكه كلامم نيز اسم تو بود

قصه من و تو قصه شمعی خاموش نشدنی است ، قصه من و تو قصه مهتاب و ستاره است

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:48
عشق من به یادم باش

رفتی و خــاطره هــای تـو نشستـه تـو خیـالم

       بـی تـــو مـن اسیــر دست  آرزوهــای محـالـم

              یــاد مــن نـبــودی امـا من بیــاد تــو شکستـــم

                   غیر تو که دوری ازمن دل به هیچ کسی نبستم

هم ترانه یاد من باش   بی بهانه یاد من باش     وقت بیداری مهتاب    عاشقانه یاد من باش

 اگــه بــاشی بـا نگاهت می شه ازحادثــه رد شد

         میشه تو آتیش عشقت  گـر گـرفتـن و بـلد شــد

               اگــه دوری اگــه نیستی نفس فریــاد من بـاش

                     تــا ابــد تــا تــه دنیــا تـا همیشه یـاد من بـاش

هم ترانه یاد من باش   بی بهانه یاد من باش     وقت بیداری مهتاب    عاشقانه یاد من باش

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 14:43

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 10:56

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 10:55

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 11:56

 

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن

را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 12:16

مانند ماهي كه دريا را دوست دارد مانند شاعري كه شعرش را دوست دارد مانند بلبلي كه صدايش را

دوست دارد به خدا قسم كه

من هم تو را دوست دارم بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 12:27

pejman

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 12:26

خداحافظ .

         دیگر با خیال راحت عکسم را به آتش بکش و ببین سوختنم را

                      وبدان که خیلی راحت ازم گذشتی.

 

                 می دونم برات سواله که چرا پیشت حقیرم

                 دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم.

                 می دونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم

                 وقتی نیستی هم یه جوری با خیالت راضی میشم

                 می دونی واسه چی از تو بدی میبینمو می مونم؟

                 تا نبینی گریه هامو دوتا چشمامو میبندم.

                 چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام

                 می میرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام.

                 می دونم یه روز میفهمی روزی که دنیا رو گشتی

                 من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی......

  خداحافظ..

 خداحافظ برای مدتی نامعلوم.خداحافظ................................

 

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 18:6
هر که رفت

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 20:2

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط پریسا در و ساعت 20:1